هیئت ثارالله رزمندگان گردان مالک اشتر

خاطره ای از یک بسیجی گردان مالک+تصاویر

خاطره ای از یک بسیجی گردان مالک+تصاویر 

                                                                         بسمه تعالی

امداد غیبی در عملیات

خاطره ای از یک بسیجی گردان مالک(شخصی)
از عملیات بیت المقدس (آزاد سازی خرمشهر)

سلام دوستان و همرزمان گرامی ؛
سالها از آن روزها میگذرد اما همچنان یاد و خاطره عملیات بیت المقدس در ذهن رزمندگان حاضر در این عملیات چون حادثه ای جاری موج میزند.

Albom_mah_06

حقیر در عملیات بیت المقدس مامور به گردان ۲۶۴ تانک چیفتن از لشکر ۹۲ زرهی اهواز بودم و به عنوان راننده جایگزین نفر بر فرماندهی گردان در عملیات شرکت داشتم.
محل ماموریت ما از مقابل پاسگاه حسینیه شروع میشد شب ساعت حدود ۱۲ بود که از جاده اهواز آبادان و لب رود کارون که خط مقدم نیروهای ایرانی بود حرکت را آغاز کردیم و خط نیروهای ایران در جنوب رود کارون بود و خط بعثیها در شمال رود کارون بود و برای حمله به بعثیها باید از رود کارون میگذشتیم .

Albom_mah_50

البته قصد ندارم که شرح عملیات را براتون بازگو کنم بلکه فقط یکی از امدادهای غیبی این عملیات رو که شخصا شاهد اون بودم را براتون بازگو میکنم .
وقتی که حرکت کردیم من در نفربر فرماندهی بودم که انواع بی سیم ها که مربوط به تماس با یگانهای مختلف بود و هر کدوم با یک مقر یکی با لشگر و یکی با تیپ و یکی با گروهانها در تماس بود.
در عملیاتها اصل غافلگیری یکی از اصول رزم و عوامل موفقیت به شمار میآید .

Albom_mah_57

هوا بسیار تاریک بود و تمام نیروها با ادوات و تجهیزات حرکت را آغاز کردند و نیروهای مهندسی رزمی هم آماده زدن پلهای سیار بودند هنوز عملیات آغاز نشده بود که ناگهان از بی سیم مخصوص لشگر اعلام کردند که تمامی تانکها و ماشینها و … چراغهایشان را روشن کنند .
همه متحیر از این دستور بودیم ولی کسی گوش نکرد و احتمال میدادیم که دشمن به کانال بی سیم نفوذ کرده و دارد شنود میکند و پیام انحرافی ارسال میکند که پس از چند لحظه دوباره بی سیم به صدا در آمد و فرمان روشن کردن چراغها را داد و بازهم بی توجهی فرماندهان و یگانهای در خط را به دنبال داشت .

Albom_mah_76

که دیگر فرمانده لشگر خود به روی خط آمد و به همه یگانهای لشگر دستور داد که یگانها هم اعتراض کردند که ما هنوز عملیات رو آغاز نکردیم و این باعث هوشیاری دشمن میشود که دیگر فرمانده لشگر با فریاد دستور داد و گفت این فرمان برادر محسن (محسن رضایی ) هست و همزمان فرمان آغاز عملیات هم از قرارگاه صادر شد که دیگر تمامی واحدها و یگانها چراغهایشان را روشن کردند و با چراغ روشن به عملیات پرداختند .

Albom_mah_880

و پس از یک درگیری سخت توسط پلهای شناور که روی رود کارون زده شد از کارون در مرحله اول عملیات عبور کردیم و بیش از پانزده هزار اسیر در این مرحله از دشمن گرفتیم و حدود ۱۵ کیلومتر پیاده روی نیروها بود تا لب جاده اهواز خرمشهر در پاسگاه حسینیه که تمامی در دست نیروهای بعثی بود و آزاد گردید .

File_s09

صبح روز بعد که اسرا را برای بازجویی آوردند چند تن از اسرا میگفتند که پس نیروهای شما کجا هستند و ما هم گفتیم همینجا و اینها نیروهای ما هستند که اونها با حیرت و تعجب میگفتند که نه این نیروها که چیزی نیستند و ما اگر میدونستیم که فقط اینقدر نیرو هستید که تسلیم نمیشدیم و همه را از بین میبردیم .

Albom_mah_35

اسرا گفتند که دیشب وقتی چراغها رو روشن کردید ما در این دشت روبرو شاهد بودیم تمام دشت نور بود و پر از نیرو بحدی که ما از کثرت ادوات و جمعیت شما ترسیدیم و برای همین به راحتی تسلیم شما شدیم و مقاومت نکردیم اما الان از اون همه نیرو که خبری نیست !!!

           شادی روح شهدای اسلام و عملیات بیت المقدس (آزاد سازی خرمشهر) صلوات

========================

با التماس دعا جهت فرج آقا امام زمان (عج)

گروه فرهنگی هیئت ثارالله

گردان مالک اشتر

Untitled-1

مطالب مرتبط

ثبت دیدگاه شما :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


9 + 1 =