هیئت ثارالله رزمندگان گردان مالک اشتر

فراخوان هیئت ثارالله : در خصوص خاطرات رزمندگان گردان مالک اشتر

فراخوان هیئت ثارالله

در خصوص ارسال خاطرات رزمندگان گردان

ضمن سلام و ادب خدمت شما رزمندگان محترم و خانواده های محترمتان بدینوسیله از شما درخواست میگردد که خاطرات خود را جهت جمع آوری و درج در سایت هیئت برای ما از طریق سایت ارسال فرمائید .

در ضمن از خانواده های محترم رزمندگان گردان و علی الخصوص خانواده محترم شهدای گردان نیز تقاضا می شود که خاطرات خود از زمان اعزام رزمندگانشان و شهدایشان را برای ما از طریق سایت ارسال فرمایند .

 

با تشکر از شما

هیئت ثارالله

گردان مالک اشتر

مطالب مرتبط

۱۱ دیدگاه ها

  1. بسمه تعالی سلام. خدا خیرتون بده. بنده حقیر یه دو سال پیش توی اون قالب سایت قدیمی تون یه دو باری ایمیل و کامنت گذاشتم که آقا چیجوری میشه با برو بچه های گردان تماس داشت منتها متاسفانه سایتتون اون موقع در خواب عمیق بود و هیچ خبری تا بحال نشد!! ولی بحمدالله مثل اینکه گوش شیطون کر و چشم شیطون کور سایت گردان یه جورایی فعالیتش بهتر شده که انشاءالله تداوم داشته باشه و فکر کنم اگه به اسم خود گردان هم باشه مثل گردان حمزه و ….بهتر شناخته میشه توی اینترنت.علی ایحال بنده حقیر بخاطر محدودیتهایی که دارم و تهران ساکن نیستم و بخاطر مشکلات شیمیایی یه دهسالی هست ساکن شمال کشور شدم متاسفانه نتونستم حضوری خدمت دوستان برسم که مشکلات جسمی مانع میشه ولی خیلی دلم برا بچه ها و دوستان تنگ شده.کاش میشد که دوستان رو از نزدیک ببینم. یا علی مدد.

  2. بسمه تعالی
    با سلام مجدد

    یادم رفت که در کامنت قبلی بگم که شماره تلفنمو به سامانه پیامکی تون اس ام اس کردم و ایمیلم هم که در همین جا گذاشتم. خاطرات زیادی از والفجر هشت فاو و پدافندی فاو از بچه های گردان دارم.یا علی مدد.

    • برادر کاری شماره شما دریافت شد و پیامک دعوت به هیت این هفته برایتان ارسال شد انشا الله برای دریافت خاطراتتان با شما تماس میگیریم مشتاق دیدار

  3. به نام خدا وبا سلام.لطفا قسمتی را به اسامی نیروها در گروهانها ودسته هادر مقاطع مختلف اختصاص دهید.تا اسامی, کمکی به حافظه کسانی که میخواهند راجع به حوادث تلخ وشیرین چیزی بنویسند کمکی کرده باشد.هم اینکه وقتی اسمها خوانده میشود چهره ها را میتوان در نظرها تجسم کرد.

    • سلام و عرض ادب،
      دوستان قصد دارند تا از طریق گویا کردن تصاویر گردان مالک، کمکی برای زنده نگاه داشتن یاد و تصاویر همرزمان سابق نمایند که قسمتی از این گویا سازی ها در حال انجام است به عنوان مثال :
      http://www.maleke27.ir/isaar/?p=6603
      از شما و سایر بازدیدکنندگان هم درخواست داریم تا با ارسال نام و مشخصات تصاویر همرزمان سابق به گویا سازی تصاویر کمک نمایند، که اگر اینطور شود، میتوان خیلی شفافتر نام و خاطرات گذشته را به یاد آورد. این تصاویر خود خاطرات تلخ و شیرین نهانی برای بازگو کردن دارند که امیدواریم با همت دوستان بتوانیم یاد آن روزها را زنده نگاه داریم.

  4. به نام خدا,و با سلام. برای تبرک این صفحه به نحوه ی شهادت چند تن از بچه های گردان اشاره می کنم.
    شهید سعید اعمی ؛ فرمانده دسته۳ گروهان روح الله در دقایق اول عملیات تکمیلی کربلای ۵ وقتی بعد از گذشتن از میدان مین با دشمن کاملا آماده روبرو شدیم.در کمتر از ۱دقیقه بیش از نیمی از بچه های گروهان از فاصله ۳۰ متری به وسیله تیربارهایی که دشمن در زمین کار گذاشته بود.به شهادت رسیدند.به همین علت ستون کاملا(زمین گیر) کوب کرد.شهید سعید اعمی با مشاهده این صحنه از کنار ستون و به صورت رکوع شروع به دویدن به طرف دشمن و اشاره دست به نیروها جهت کندن از جا و ادامه حمله می کند. که ناگاه با دو دست خود گیجگاه خود را می فشارد.و به صورت سجده روی زمین می افتد.روحش شاد.
    شهید حسن سوئیزی ؛ آرپیجی زن دسته یک از گروهان روح الله, بعد از شروع حمله و گذشتن از میدان مین. چند نفر از بچه های دسته یک در یک گودال تجمع می کنند. یک نفر از بچه ها برای زدن دوشکا چی دشمن با آرپی جی از گودال بیرون می آید وبا طی کردن چند قدم به جلو به شهادت می رسد. نفر بعدی فورا به طرف شهید حرکت می کند تا کار انجام نشده را تمام کند.او هم روی نفر اول به شهادت می رسد. نفر سوم شهید حسن سوئیزی از جا می کند تا خود را به آنها برساند, حسن هم همان جا غرق در خون می شود. نفر چهارم هم به همین شکل. فردای آن روز که در یک سنگر زیر زمینی در خط مقدم نشسته بودیم. و منتظر بودیم. تا برای به عقب رفتن هماهنگ شویم. کسی که این خاطره را تعریف می کرد. دایم توی سر خود میزد, واز اینکه جرعت نکرده از گودال بیرون بیاید خود را سرزنش می کرد.
    شهید احمد نفری. فرمانده دسته یک گروهان سیدالشهدا(ع)بعد از شروع عملیات غدیر و تصرف دژ, لشگر سمت راستی موفق به تصرف دژ نمی شود. بچه های گردان مالک مجبور می شوند, با سمت راست خوددرگیر شوند. نیروها پشت یک دپو کوتاه داخل یک گودال پناه گرفته بودند, و سعی می کردند, ۴ لول(شلیکا) دشمن را که فاصله اش با ما کمتر از ۵۰ متر بود بزنند. درگیری خیلی شدید بود. در ضمن برادر حیدری وقار معاون گروهان هم کنار ما بود. ناگهان یک نارنجک دستی از طرف دشمن به داخل گودال پرتاب می شود همه خود را به بیرون پرتاب کردیم. ولی شهید نفری متوجه نارنجک نشد, و به شهادت رسید. مهمات ما رو به پایان بود. میخواستیم در طول خط کمی عقب برویم تا یک جای بهتر مستقر شویم سه نفر از بچه ها بدن شهید نفری را بلند کردند تا حرکت کنیم. هنوز چند قدمی دور نشده بودیم. که دشمن به دنبال ما آمد,متاسفانه بدن شهید نفری را روی زمین رها کردیم. تا بتوانیم از خود دفاع کنیم. روحش شاد.
    یاد آوری این حوادث هر روز از جلوی چشمان ما می گذرد. خدا خودش خوب میدونه, هرگز نتونستم یک روز از عمر خودم رو بدون فکر کردن به حوادث جنگ سپری کنم. امیدوارم, شهدا ما را هم قابل دانسته و مورد شفاعت خود قرار دهند. التماس دعا.

    • سلام دوست من
      من راد هستم. در عملیات مرحله دوم کربلای ۵ بی سیم چی ادوات بودم. یعنی بیسیم چی سعید تاجیک معروف بودم. از اون شب یادم هست که در بی سیم توسط بی سیم چی گردان به رمزاعلام کرد که گروهان روح الله وضعشون به هم ریخته است ونمی تونند دست الحاق بدند به بچه های ادوات که پشت خاکریز جاگیر شده بودند یک نفر بفرستید بیارندشون بچسبند به مکان شما به سعید تاجیک گفتم. اون هم به پیکش دستور داد که همین سمت چپ روبگیر صد متر برو به جلو با غلام خاوری دست بده. اون فرد کپ کرده بود وگریه می کرد ونمی رفت. خواستم من برم سعید نگذاشت برم .به اون پیک میگفت با تیر میزنمت اگر نری. خلاصه اون فرد در تاریک گم شد چند دقیقه بعد یا نیم ساعت بعد برگشت وگفت پیداشون نکردم. من وسعید ورضا احمدی باور نکردیم حرفشو ولی انقدر در گیر دویدن وحل مشکلات ادوات بودیم که نشد کاری کنیم. شنیدم غلام خاوری قطع نخاع شد وبچه های روح الله خیلی داغون شدند. توصیخات بیشتر در کتاب جنگ دوست داشتنی سعید تاجیک امده. من هم در وبلاگم خیلی مطلب دارم
      کاش می شد بخش تازیخ شفاهی این حلقه های پازل رو کنار هم می گذاشت و مسایل روشنتر می شد
      من در حال جمع آوری اطلاعات دقیق وطول وعرص جغرافیایی منطقه هستم. اگر بتونم اطلاعات رو تکمیل کنم عالی میشه اگر کسی بتونه کمک کنه خیلی خوبه

  5. بسیارزیبا

  6. باسلام وعرض ادب چند روز پیش خاطره ی از مجروح شدن سردار شجاع وشهید هاشم کلهر برایتان ارسال کردم واقعا دوست دارم خوانندگان بدانند هاشم کلهر می توانست از خود گذشتگی نکند!!

  7. سلام وخسته نباشیدخدمت شما وهمه همرزمانم منهم خیلی دوست دارم که یک بار دیگه بچه های آن زمان رو ببینم اگه میشه ادرس و ایمیل منو وشماره همراه ام را تو سایت تان بزارید ۰۹۱۹۴۷۸۳۱۴۰ تا هر کس که منو میشناسه بامن تماس بگیره که ممنون میشم . با تشکرو آرزوی بهروزی روز افزونتان .

  8. راستی وبلاگ من
    http://www.memorial.blogfa.com

ثبت دیدگاه شما :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


7 + 1 =